اخبار شهرستان آغاجاری

این وبلاگ تلاش دارد اخبار و رویداهای شهرستان آغاجاری را پوشش دهد.

اخبار شهرستان آغاجاری

این وبلاگ تلاش دارد اخبار و رویداهای شهرستان آغاجاری را پوشش دهد.

عکس شاه را پاره کردند

  

عکس شاه را پاره کردند  

( از وبلاگ مرحوم حاج آقا مطلق (ره ) 

سال ۵۶ بود. چند از نفر از نمازگزاران با حالت ترس جلوی 

 حاج آقا مطلق (ره) که برای اقامه ی نماز به مسجد آمده  

 جلو دویدند و گفتند: حاج آقا! امامقلی عکس شاه را پاره 

 کرده است. 

 

 

 

حاج آقا با تبسمی گفت :

 خوب کرده است.

 او (شاه )کسی است که آیت ا... خمینی را تبعید کرده است.

قضیه 15 خرداد تهران را راه انداخته است .

بروید نماز بخوانیم.

در میان محراب ایستاد همه پشت سر مرحوم حاج آقا مطلق

 نماز خواندند .


خود حاج آقا مطلق بعدها اینگونه نقل کرد:

 شب از نیمه گذشته بود ، قضیه ی پاره کردن عکس شاه

به شهربانی آغاجاری گزارش شد.چند مأمور شهربانی

درب منزل را زدند. مامور اظهار داشت :

 حاج شیخ باید به شهربانی بیاید .

فهمیدم برای چه موضوعی است. با آنان حرکت کردم وارد

 شهربانی که شدم با تعجب دیدم اغلب نماز گزاران

 در حیاط شهربانی ایستاده اند و مرحوم مشهدی امامقلی

 این قاری و استاد گرانمایه قرآن

 (او مغازه دار و شریک با مرحوم مطوری بود ) در اتاق کوچکی

 که بازداشتگاه  موقت بود زندانی بود.

 و درحیاط شهربانی بود، از پشت پنجره به من سلام

 کرد. فهمیدم او را بازداشت کرده اند .

مأمورین مرا به به اتاق رئیس شهربانی هدایت کردند

 (اگر زنده است خداوند او را حفظ نماید و اگر از دنیا

 رفته در جوار رحمت واسعه خود قرار دهد) چه بزرگ

مردانی در این لباس بودند! تا رسیدم گفت حاج شیخ

 چه کنم ؟

می دانی عاقبت این امر به کجا می کشد؟

عکس شاه را در حضور مردم پاره کرده اند

 و شما نیز تأیید کرده اید .والله من متوسل به حضرت زهرا (س)

و حضرت ولی عصر شده ام و تاکنون مشغول نماز و دعا

بوده ام و از آن بزگواران خواسته ام که این مشکل بدست

من برطرف شود. اگر این مرد و شما را به ساواک ببرند

نمی دانم با شما چه می کنند آنهم در این منطقه نفتی.

 هنوز از امامقلی بازجویی نشده است و به ذهنم اینگونه

 رسیده است که آقای امامقلی بیاید بنویسد که من

 وقتی عکس محمد رضا شاه را دیدم از روی علاقه ای

که داشتم آنرا از دست دوستانم کشیده ام چون

می خواستم آن عکس را ببوسم لذا پاره شد و شما

 و بعضی از مومنین نیز تأیید می کنید و الّا  شما می دانید

 این نمازگزاران همگی اقدام امامقلی و سخنان شما را

در مسجد شهادت داده اند . حاج شیخ من از مأمورینم

 می ترسم شما از این مأمومین نمی ترسی؟

کمی تأمل کردم و به فکر فرو رفتم در این دستگاه این افسر که

 خود قاری قرآن بود و در شبهای ماه مبارک رمضان در مسجد صدای

 قرآنش طنین انداز بود اینگونه و مأمومین آنگونه؟!

مرحوم امامقلی را توجیه کردیم و بعضی مأمومین را خواستیم و با

 آنان صحبت کردیم و گزارشی نوشته شد و مرحوم امامقلی و ما آزاد

 شدیم ....

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد